بايد وارد كننده نفت باشيم

تهران - شانا - گروه مصاحبه : ۲۴/۰۷/۱۳۸۴ -حاجی محمد احمدی

حوزه عمومي نفت وانرژي در ايران با چه مشكلاتي روبه رو است و وضعيت كنوني شركت ها و مؤسسه هاي اقتصادي كه دراين فضا مشغول به فعاليت هستند، چگونه است و انتظارهاي موجود از آينده چيست؟ آيا دولت مي تواند بخش خصوصي را وارد حوزه انرژي كند؟ بخش خصوصي داراي چه قابليت هايي در اين زمينه است. سؤال هايي از اين دست؛ محور گفت وگوي ما با مجيد محمدي، كارشناس انرژي، است كه درپي مي آيد.

- وضعيت عمومي حوزه نفت و انرژي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
در زمينه هاي نفت سرمايه گذاري خاص صورت نگرفته است، ولي درزمينه پتروشيمي به دستاوردهاي بسيار زيادي رسيده ايم و حتي به مرحله اي رسيده ايم كه صادرات خوبي به كشورهاي ديگر داريم. ما درزمينه پالايشگاه سازي دچار غفلت بزرگي شده ايم، زيرا پالايشگاه سازي به صورت مستقيم و غيرمستقيم در ايجاد اشتغال نقش بسيار زيادي دارد.

- مانع اصلي رشد وتوسعه درصنعت نفت چيست؟
مشكل اساسي نبود سرمايه گذاري است كه در اين زمينه دولت بايد وارد عمل شود و بخش خصوصي داخلي را حمايت كند. بخش خصوصي هم به لحاظ مهندسي و خدمات مهندسي توان زيادي داردكه لازمه آن اين است كه دولت نگاه خود را به اين بخش تغيير دهد. اگر زماني به اين مهم برسيم كه دولت نفت را به بخش خصوصي بفروشد، مي توان گفت كه تغييراتي درحال رخ دادن است. دولت به جاي قوانين سخت و دست و پاگير، بايد زمينه هاي باروري توليد را درصنعت نفت ايجاد كند.

- آيا بخش خصوصي ايران مي تواند توليد توام با كيفيت ارائه دهد؟
توليد وكيفيت، دوبخش بسيار مهم هستند دربخش دولتي و خصوصي بايد كيفيت به استانداردهاي لازم برسد و سطح استانداردها را با دوره هاي آموزشي و جذب نيروهاي متخصص مي توان برآورده ساخت. در اثركيفيت، بهره وري بالا مي رود و حتي شركت هاي تخصصي خصوصي كه كارشان استاندارد كردن كيفيت است، به وجود مي آيند و درنتيجه رضايتمندي در اثر رقابت به وجود خواهد آمد.

- چه مزيت هايي دراين زمينه وجود دارد؟
كشور ما مزيت هاي نسبي زيادي را درخود دارد، ولي بايد اينها را اولويت بندي كرد وآنها را شناخت و روي آنها سرمايه گذاري كرد كه از جمله مهم ترين مزيت هاي ما همين صنعت نفت است كه واقعاً قابليت هاي فراوان را به همراه خود دارد. به جاي صادركردن نفت بايد آن را به چندين محصول تبديل و صادر كرد. لازمه اين كار هم واردشدن بخش خصوصي به اين حوزه است و تا هنگامي كه بخش خصوصي وارد اين حوزه نشود، هم صادركننده صرف نفت هستيم و هم اين كه ساليانه بنزين فراواني بايد وارد كنيم. اگر زمينه هاي رشد وجود داشت، به جاي اين كه بنزين را از بيرون بخريم، آن را از بخش خصوصي خودمان مي خريديم كه به توليد ملي ما كمك مي كرد.

در فرآيند پتروشيمي موفق بوده ايم، ولي پالايش را فراموش كرده ايم و پالايشگاه هاي كنوني به هيچ روي جواب گوي نيازهاي ما نيست. كشور قطر را درنظر بگيريد كه با فناوري GTL از گاز خود به توليد بنزين و روغن مي پردازد و صادرات دارد. آيا ما نمي توانيم فناوري آن را داشته باشيم؟ آيا نمي توان با تشكيل كنسرسيوم به اين سهم دست يافت.

- چرا به رغم داشتن سابقه طولاني، شركت هاي بزرگ بين المللي ايراني در اين بخش نداريم؟
چون هميشه به دنبال مچ گيري هستيم و در هرهمكاري و قراردادي كه درسطح بين المللي وارد مي شويم،گفته مي شود كه طرح ايراني چقدر گيرش آمده و سعي مي كنيم كه مچ او را بگيريم و به دنبال اين نيستيم كه چقدر توانسته ايم كار را جلو ببريم. براي مثال همين قراردادهاي بيع متقابل كه چقدر به آن ايراد مي گيرند، ولي خود همين مشاركت ديگران براي ما فايده خوبي دارد؛ بنابراين ما چون نخواستيم كه بين المللي شويم و هميشه وابسته به نفت بوده ايم، درجا زده ايم. گو اين که هرگاه كه با تحريم روبه رو بوده ايم،كشور رشد كرده است و وقتي تحريم ها برداشته مي شود، ما دو باره به خواب فراموشي مي رويم.
ما بايد به شركت هاي ايراني سرمايه بدهيم، جنس آنها را بخريم در شرايط حاضر بنزين را از شركت هاي خارجي مي خريم و حرفي نمي زنيم، ولي اگر بخواهيم همين بنزين را از شركت هاي ايراني بخريم، مشكلات زيادي براي او ايجاد مي كنيم. شركت هاي ايراني آمادگي سرمايه گذاري در حوزه نفت را دارند، ولي نگران هستند، زيرا آنها نگران اين هستند كه ممكن است دولت ماده اوليه آنها را ندهد و محصولات آنها را نخرد و هر روز يك تصميم جديد براي آنها بگيرد كه سرمايه گذاري آنها به مخاطره بيفتد. امروزه گفته مي شود سرمايه هاي ايراني ازكشور خارج مي شوندكه بايد گفت: ما پول هايمان خارج مي شود ولي سرمايه هايمان در داخل وجود دارد و مسلم است كه سرمايه به جايي مي رودكه زمينه آن باشد و درحوزه نفت، كارهاي زيادي را مي توانستيم انجام بدهيم كه انجام نداده ايم.

- چه پيشنهادهاي داريد؟
قوانين دست و پاگير را برداريم و نگاه حمايتي را جانشين نگاه كنترلي كنيم. تكليف اداره كار، اداره دارايي و منابع طبيعي را با توليد روشن كنيم. موانع و محدوديت ها و تنگناهاي خود ساخته را بايد برداريم. كشورهاي ديگر نفت را از ما مي خرند به فرآورده تبديل مي کنند درصورتي كه با همين نفت مي توانيم صادركننده فرآورده هاي نفتي باشيم. از نظر من، ما بايد واردكننده نفت باشيم نه صادركننده نفت. مسئولان بيشتر به فکر درمان بوده اند و کمتر به پيشگيري انديشده اند. دولت به هر دليلي، بنزين را ارزان دراختيار مصرف كنندگان قرار مي دهد در حالي که اگر بنزين به بهاي واقعي به دست مردم مي رسيد آنگاه پالايشگاه سازي مي توانست بسياري از مسائل توليد و اشتغال جامعه ما را حل سازد.

- آيا اين پيشنهادها زمينه هاي عملي خواهند داشت؟ آيا مي توان با اين شرايط آن را انجام داد؟
ما در تمام مقاطع نشان داده ايم كه مي توانيم. من خوشبين هستم ولي حركت را كند مي بينيم. بايد گفت زمينه هاي رشد خوبي پيش روي ماست و ما هستيم كه بايد ببينيم از اين فرصت مي توانيم استفاده كنيم يا نه؟

- آيا در اين فضا مي توان گفت كه نفت مي تواند الگوي توسعه ما باشد؟
نفت مي تواند يكي از مزيت هاي اصلي ما باشد، البته مزيت هاي ديگر هم وجود دارد، ولي از همه مهم تر تأكيد بر مسئله قانون، بازار و توليد است كه ساختارهاي آن بايد اصلاح شود.

- يعني اعتقاد داريدكه در فرآيند توسعه بايد همه جانبه نگر بود؟
بله. اعتقاد دارم كه بايد نگاه همه جانبه داشت و مزيت ها را باهم درنظر گرفت. اگر بگذاريم توليد در جامعه رشد كند، حتماً راه توسعه را درست خواهيم رفت كه لازمه اش بها دادن به بخش هاي مشاركتي، خصوصي و مردمي است.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۳ آبانماه ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۳۹ | November 14, 2005 12:39 PM

نظر شما چيست؟




Remember Me?

(you may use HTML tags for style)