با تخصيص بهينه ذخاير گاز، مي توان هم صادر كرد هم تزريق

تهران - شانا - گروه مصاحبه : ۱۱/۰۴/۱۳۸۴ -حا جی محمد احمدی

آغاز صادرات ال.ان.جي به هند و تغيير فرآيند مشتري يابي و لزوم شناخت بازارهاي هدف براي اين محصول راهبردي، از جمله نويدهايي است كه روزهاي خوبي را براي گاز ايران ترسيم مي كند. آنچه در پي مي آيد، گفت وگوي خبرنگار شانا با مهندس افشين جوان، يکي از کارشناسان حوزه انرژي، است كه دنياي ال.ان.جي جهان را به تصوير مي كشد و از نگاه هاي مختلف آن را بررسي مي كند.


- بازارهاي عمده ال.ان.جي كدام بازارها هستند؟
سه بازار عمده در دنيا وجود دارد: 1- بازار شرق آسيا و شرق دور كه مهم ترين آنها ژاپن، كره و تايوان هستند.2- بازار اروپا 3- بازار آمريكا. اين بازار ممكن است از دهه آينده بازار بالقوه اي براي مصرف ال.ان.جي باشد. بازارهاي نوظهوري نيز در بازارشرق وجود دارند. همانند بازار چين و هند كه احتمالاً از هفت تا هشت سال ديگر وارد بازارمي شوند و بازارهاي گرسنه اي به شمار مي آيند و به دليل رشد اقتصادي بسيارسريع اين بازارها، نياز عمده اي به انرژي دارند.

- كشش اين بازارها در قياس با ديگر بازارها چگونه است ؟
كشش قيمتي تقاضاي انرژي در بازارهايي همانند هندوستان بسيار بالا است، يعني مصرف كننده با تغيير قيمت، حساسيت زيادي به تقاضا نشان مي دهد و اين يكي از مشكلات موجود در اين بازارها است و به تبع آن قيمت نقش مهمي ايفا مي كند. با افزايش قيمت، انرژي هاي ديگر جانشين همديگر مي شوند. چين و هند براي رسيدن به آزاد سازي بايد خود را با قيمت هاي بين المللي وفق دهند.

- چه عواملي تعيين كننده كشش قيمتي تقاضاي در اين بازارها هستند؟
يكي از اين عوامل انرژي هايي است كه جانشين مي شوند. عامل ديگر، سيستم قيمت گذاري انرژي است كه دراين كشورها همانند كشور خودمان وجود دارد. به دليل وجود يارانه، اين كشورها عادت كرده اند انرژي را با قيمت ارزان خريد و فروش كنند. در همين حال در مورد چين و هند به ويژه هند، مسئله اين است كه بزرگ ترين بخش اقتصادي اين كشور بخش كشاورزي است كه دهك هاي پايين درآمدي در آنجا مشغول به كار هستند كه براي مصرف شان انرژي ارزان مي خرند، همانند گاز طبيعي كه براي كود شيميايي استفاده مي شود.
بازار بعدي بازار اروپا است كه تا حد زيادي شكل گرفته است و شكل مشخصي دارد و شايد تا سال هاي آينده مشخص تر هم شود. مسئله مهم در بازارهاي اروپا اين است كه بازارها به سمت آزاد سازي پيش مي روند، به اين معنا كه بنگاه هاي مستقل در آينده براي خريد و فروش انرژي وگاز طبيعي در شرايط رقابت كامل مي کوشند، كه اين مسئله هم براي تعدادي از عرضه كننده ها اشكال هايي دارد واينجا هم مسئله قيمت مسئله مهمي مي شود. به اين معنا كه قيمت خريد انرژي اين كشورها در حد قابل قبول براي بازار باشد. متأسفانه دراين سال ها نقش خريداران مثبت تر از فروشندگان بوده است؛ به همين دليل توانسته اند تا حدي اين مسئله را تحميل كنند، كامل ترين شكل اين نوع بازار در انگلستان وجود دارد.

- بيشترين ميزان مبادله (خريد) ال.ان.جي در كدام نوع از اين بازارها وجود دارد؟
جنوب شرق آسيا، بزرگ ترين ميزان خريد را به خود اختصاص داده است. بازار ژاپن بيش از نيمي از ال.ان.جي دنيا را مي خرد، ولي احتمالاً در سال هاي آينده خريداران اروپايي و آمريكايي گسترش مي يابند. دليل اين است كه ژاپن اكنون از نظر توسعه اقتصادي به بلوغ رسيده و درحالي كه ميزان مصرف انرژي ژاپن بالا است، نرخ رشد مصرف انرژي اين كشور در قياس با كشورهاي ديگر كه به تازگي مصرف انرژي خود را از طريق گاز تأمين مي كنند، همانند چين و هند، بسيار پايين است.

- بزرگ ترين تأمين كننده ال.ان.جي در دنيا چه كساني هستند و سهم ايران چقدراست؟
بزرگ ترين تأمين كنندگان ال.ان.جي در دنيا اندونزي، الجزاير و مالزي هستند. اگر ايران بتواند سه پروژه خود را راه اندازي كند، به يقين سهم قابل توجهي در بازار ال.ان.جي دنيا خواهد داشت كه البته مقدار و ميزان آن قابل پيش بيني نيست، زيرا بازار، پويا است. همان طوركه ايران وارد بازار جهاني مي شود، تعدادي عرضه كننده جديد هم وارد مي شوند و در همين حال عرضه كننده هاي پيشين هم، چه به طور واقعي و چه به طور تبليغاتي، در حال توسعه طرح هاي خود هستند. به همين دليل بسيار مشكل است كه بتوان سهم ايران را مشخص كرد ولي حداقل ديگر صفر نخواهد بود.

- رقيبان ايران در حوزه خاورميانه كدام كشورها هستند؟
مهم ترين رقيب قطر است. پس از قطر با توجه به ميزان ذخاير ايران فكر نمي كنم كسي بتواند با ايران رقابت كند.

- يكي از مشكلات عمده صادرات ال.ان.جي اين است كه مصرف كنندگان به علت فراواني بازار عرضه، خود را به بازار عرضه تحميل مي كنند. آيا شما چنين فرضيه اي را قبول داريد؟
نرخ رشد مصرف ال.ان.جي درسال جاري از نرخ رشد عرضه آن پيشي گرفته است. در آغاز چنين نبوده، ولي امسال تعجب آور بوده است. شايد در سال 2005 ال.ان.جي ها از نظر قيمت وارد بورس هاي بين المللي شوند. با وارد شدن به بورس، مصرف گاز بالا مي رود و عرضه در بازار کم مي شود. هميشه فكرمي كرديم اضافه عرضه داريم، ولي هم اكنون با كمبود عرضه در بازار روبه رو هستيم.

- درباره توليد و مصرف گاز در ايران نظرهاي مختلفي وجود دارد. يكي اين است كه گاز را به چاه هاي نفت تزريق و بتوانيم نفت صادر كنيم. نظر ديگر اين كه هم مي توانيم تزريق كنيم و هم صادرات داشته باشيم و نظر ديگر اين كه تنها صادرات داشته باشيم. نظرشما در اين باره چيست؟
من فكر مي كنم بايد همه اين حالت ها را در نظر گرفت. مسئله عمده اي كه بايد در مورد ايران در نظر گرفت، بهينه سازي است. يعني اگر كاري كنيم كه سيستم صنايع و كارخانه ها از نظر مصرف انرژي، بهينه باشند، آنگاه مقدار گاز خوبي داريم كه به همه موارد برسيم. اكنون نرخ مصرف گاز و انرژي در صنايع چيزي حدود دو برابر استانداردهاي جهاني است. با مسئله بهينه سازي مي توان اين مشكل را حل كرد. با توجه به ذخاير و ظرفيت هاي موجود، روش هاي كارشناسي بسيار زيادي وجود داردكه مي توان هم صادر و هم مصرف كرد.

- مشكلي كه در باره گازطبيعي در سطح جهان وجود دارد، بحث ثبات نداشتن قيمت است. علت چيست؟ چرا قيمت مشخص همانند نفت وجود ندارد؟
بازار ال.ان.جي تازه درحال شكل گيري است. در دهه90 چنين تصور مي شد كه اين بازار مفهوم تجاري ندارد، زيرا بازاري بسيار جديد است. من فكر مي كنم اين نظر درست باشدكه مذاكره اي صورت مي گيرد و قيمت تعيين مي شود ولي اكنون بورس هاي ال.ان.جي در حال شكل گيري است. براي مثال، بورس نايمكس آمريكا كه همان «هنري هاپ» است، كاملاً مشخص است. بازار آتي و بازار فيزيكي دارد كه شما روزانه مي توانيد قيمت گاز را در آمريكا دنبال كنيد و اين اتفاق به زودي در اروپا هم مي افتد. وقتي بحث آزاد سازي صورت بگيرد، قيمت گاز قابل پيش بيني مي شود و ممکن است در دهه آينده، بازار ال.ان.جي همانند بازار نفت خام بسيار مشخص شود. اکنون در بازار نفت خام، عرضه کننده با ديفرانسيل بين قيمت ها، وارد بازار مي شوند و اين اتفاق در مورد بازار ال.ان.جي هم رخ خواهد داد، از اين رو بازار در حال شكل گيري است و حتماً شكل مي گيرد. ولي در مورد خط لوله فكر نمي كنم چنين اتفاقي هيچ گاه بيفتد. بسيار توافقي است. مسائلي مانند هزينه سرمايه گذاري، خط لوله وضعيت استخراج، توسعه ميدان ها و فاصله تا نقطه مصرف عوامل تأثيرگذار بر قيمت هستند. به طور کلي قيمت گذاري گاز و مذاكرات درباره آن مسئله بسيار پيچيده اي است و نمي توان درباره آن نظر کلي داد.

- آيا علت اين موضوع، نو بودن چنين بازارهايي است؟
هم به دليل نو بودن و هم تعدد عوامل تأثيرگذار. براي مثال، در بازار هنري هاپ حدود 130 عامل اثر مي گذارد تا قيمت گاز تعيين شود، در حالي كه در مورد نفت چنين نيست. از مصرف بنزين در فصول مختلف و فصلي بودن آن گرفته تا مسافرت هاي تابستاني بيشتر در آمريكا، آب و هوا، قيمت نفت و ظرفيت پالايشگاه همگي روي قيمت گاز اثر مي گذارد.

آيا قيمت گاز هم به اندازه قيمت نفت تحت تأثير عوامل سياسي قرار دارد؟
هنوز نه، به هر حال در مورد نفت اوپك را داريم که حتي نام آن پيامدهاي سياسي را به دنبال دارد، ولي در مورد گاز هنوز اتحاديه اي به وجود نيامده است كه بخواهد جلوي كسي قرار بگيرد. عرضه كننده ها و مصرف كننده ها بسيار پراكنده هستند. شايد در آينده اين اتفاق بيفتد. در خيلي جاها مي بينيم كه وقتي قيمت نفت بالا مي رود، قيمت گاز بالا نمي رود.

- آيا ارتباط مشخصي ميان قيمت نفت و قيمت گاز وجود دارد؟
بله، اکنون ارتباط مشخصي وجود دارد. تازماني كه بازار گاز شكل نگيرد، ارتباط نفت وگاز مشخص است، زيرا براي قيمت گذاري گاز بايد يك كالاي تجاري وجود داشته باشد تا ارتباطي با آن برقرار شود. براي مثال در آمريكا چنين ارتباطي وجود ندارد؛ در حالي که در ديگر جاها قيمت نفت وگاز با هم ارتباط دارند. خيلي ها آرزو دارند زماني برسد كه گاز قيمت خود را تعيين كند. يعني يك شاخص گاز داشته باشيم. براي مثال ما در نفت خام شاخص هايي همانند شاخص برنت و شاخص WTI داريم. هنوزدر گاز اين شاخص به وجود نيامده است، پس به تبع بايد با يك انرژي (نه لزوماً نفت خام)، يا فرآورده و يا با تورم در ارتباط باشد، ولي يك شاخص ملموس بايد وجود داشته باشد كه بتواند روند قيمت را نشان دهد.

- آيا فكر مي كنيد در يك پروسه زماني يك شاخص مشخص براي گاز هم پيدا شود؟
ممكن است چنين اتفاقي بيفتد. هم اکنون بازارها در برابر كيفيت گاز حساسيت دارند که مهم ترين مسئله، كيفيت ارزش حرارتي گاز است که شاخصي هم براي تعيين آن وجود دارد. با توجه به اين مسئله نيز بازارها تقسيم بندي شده اند. بازارهاي شرق آسيا مي خواهند گاز با ارزش حرارتي بالا داشته باشند. اروپايي ها تا حدي حساسيت دارند. آمريكايي ها اصلاً حساسيت ندارند. اين را مي توان معادل API در نظر گرفت.
اگر اين مسئله كاملاً در تقسيم بندي بازارها جا بيفتد، شايد شاخصي براي قيمت گاز و براي مثال درصد متان گاز به وجود بيايد و از آنجا که تمام كشورهاي دنيا از نظر ارزش حرارتي با يكديگر تفاوت دارند، يك نوع گاز خاص كشوري از نظر ارزش حرارتي شاخص شود.

- فكر نمي كنيد در ميان عوامل متعددي كه به آن اشاره شد، بحث فناوري فرآورش گاز، توليد، پالايش و مسئله انتقال از مهم ترين عوامل باشند؟
فكر نمي كنم. فناوري هاي مايع سازي گاز مشخص هستند که 5 تا 6 فناوري بيشتر نيستند و همه آنها هم جواب دادند. مسئله اي كه وجود دارد، مصرف گاز طبيعي است. مصرف گاز طبيعي زياد است، با وجود اين، گاز طبيعي هنوز جايگاه واقعي خود را نيافته است. هم اكنون بخش حمل و نقل يكي از بزرگ ترين بخش هاي مصرف كننده نفت و فرآورده هاي نفتي در دنيا است. بسيار دشوار است اگر بخواهيم سرمايه گذاري كنيم كه فناوري سوخت فرآورده ها را به گاز طبيعي يا ال.ان.جي تغيير دهيم. تحقيقات در اين زمينه درحال انجام است ولي هنوز اين اتفاق صورت نگرفته است. هنوز خيلي ها معتقدند سهم گاز طبيعي در سبد انرژي هاي اوليه سهم مشخص و خاص است و براي مثال ممكن است از 60 درصد بالاتر نرود. چون كارخانه سازنده ترجيح مي دهد ريسك نكند كه سرمايه گذاري خود را عوض و براي مثال گاز طبيعي مصرف كند. خيلي از صنايع هنوز نمي توانند با گاز كار كنند. مسئله بعدي، خط لوله است. براي مثال ژاپن كشوري كوهستاني است. در بسياري از مناطق سخت گذر آن كشيدن خط لوله با مشکل همراه است. در كشور خودمان هم اين اتفاق در بسياري مناطق افتاده است كه گاز رساني به آنها بسيار دشوار است. اگر جاده باشد، مي توان فرآورده را به منطقه رساند و اينها محدوديت هايي است كه در زمينه مصرف گاز وجود دارد.

بعضي جاها گاز با ديگر انرژي ها حتي به صورت مكمل عمل مي كنند. من فكر مي كنم با گذشت زمان و تحقيقات مختلفي که صورت مي گيرد، اين مسئله شکل واقعي تري به خود مي گيرد.اکنون ژاپن تحقيقات عظيمي را در زمينه هيدرات انجام مي دهد. هيدرات ها مولكول متان هستند که در يخ گير مي كنند و منبعي عظيم از گاز طبيعي را كه به آن گاز غيرمتعارف مي گويند، به وجود مي آورند که با روشن شدن كبريت يخ مي سوزد. ژاپن شايد تا سال 2025-2020 تحقيقاتي در اين زمينه انجام دهد. يافتن جايگاه بازار گاز براي هر كشوري يك مسئله و تحقيقات انجام شده مسئله ديگري است. مسئله مديريت زمان نيز، بحث بسيار مهمي براي بازاريابي، چه براي ايران و چه براي كشورهاي ديگر است که بايد به آن توجه كرد. بحث انرژي هاي نو، بحث بسيار جدي در آينده است. واقعيت اين است كه كشورهاي صنعتي تمايل دارند وابستگي كمتري به واردات داشته باشند. به همين دليل موازي با واردات، تحقيقات روي اين مسئله در اين كشورها صورت مي گيرد. جانشين کردن انرژي هاي جديد شامل انرژي باد، انرژي هسته اي اتفاقي است كه ممكن است از سال 2020 به بعد بيفتد. كشورهايي مانند ژاپن و چين تمايل دارند در كنار ديگر انرژي ها، انرژي هسته اي هم به كار برند. اصلاً جزء اصول اقتصاد انرژي است كه بهتر است از منابع داخلي استفاده کرد تا اين که واردات انجام شود.
پس کشورهاي ديگر منتظر نمي شوند تا ما گاز صادر کنيم. بحث مديريت زمان، بحث بسيار مهمي است. تا قبل از اين که کشورها به انرژي هاي نو دست يابند، بايد به بازارهاي آنها نفوذ کنيم.

- مصرف و صادرات گاز را چگونه مي بينيد؟
واقعيت اين است که گازرساني به همه بخش ها بايد صورت گيرد؛ به ويژه بخش داخلي، به شرط اين که مصرف در جاي درست تعريف شود نه اين که براي اين مسئله، تجارت را کنار بگذاريم و بازار به اين بزرگي را رها کنيم. تحقيقات کارشناسي بايد صورت گيرد و بعد در مورد تجارت گاز تصميم گيري شود، نه اين که همين طور نظر داد که بايد همه را مصرف، صادر يا تزريق کرد. همه اينها مي توانند با هم در سبد انرژي کشور بهينه شوند و بايد ترکيب اينها را در نظر گرفت. هيچ کشوري نيست که اين ترکيب را در نظر نگيرد. همه کشورهاي صادر کننده اين ترکيب را در نظر گرفتند. اگر اين طور باشد، همه کشورهاي دنيا غيراقتصادي عمل مي کنند. اگر اين صنعت بد بود، اينقدر توسعه نمي يافت. هر روز بر ميزان عرضه کنندگان جديد و مصرف کنندگان جديد به بازار افزوده مي شود. شايد مهم ترين مسئله بعد از سازمان تجارت جهاني(WTO)، پيمان کيوتو است. با تصويب پروتکل کيوتو و طرح «سي دي ا م» ها، چه چيزي بهتر از گاز طبيعي براي مصرف در دنيا است.

- بحثي با عنوان واردات گاز به ايران وجود دارد. اين قضيه را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ چرا ما واردات گاز به ايران داريم؟
من فکر مي کنم يکي از منطقي ترين کارهايي که صورت گرفته، واردات گاز است. با توجه به نقاط مصرفي که داريم، اين کارهوشمندانه صورت گرفته است. ما با قيمت بسيار خوب گاز مي خريم، براي اين که در آن منطقه، امکان گازرساني از جنوب ايران وجود ندارد و اين مسئله بسيار به صرفه است. ما تراز تجاري مثبت داريم و با قيمت بسيار بالاتر به ترکيه گاز مي دهيم و خيلي به نفع کشور است.


- بيشتر از چه کشورهايي گاز وارد مي کنيم؟
براي مصرف مناطق شمالي که امکان گازرساني به آن منطقه وجود ندارد، از ترکمنستان گاز وارد مي شود. همين گاز را اگر از داخل تأمين مي کرديم، بسيار گران تر تمام مي شد. مسئله هزينه- فايده است زيرا آن منطقه بسيار سخت گذر است و با توجه به مسافتي که جنوب ايران با آن منطقه دارد، لوله کشي به آن منطقه هزينه سرمايه گذاري بسيار بالايي را مي طلبيد.

- طبق بحثي که مطرح شد، خيلي از کشورها به سمت جانشيني واردات انرژي پيش مي روند. آيا اين نشان مي دهد که ميان انرژي و ديگر کالاهاي تجاري تفاوت وجود دارد؟
اين قضيه مي تواند هم بحث هزينه-فايده و هم بحث تراز تجاري باشد که به هر حال مشکلات خاص خودش را دارد. با جانشيني واردات انرژي مي توانيم خود را از برخي ريسک ها رها کنيم. به هر حال وقتي مسئله انرژي داريم، مسئله قيمت را هم داريم. همان اتفاقي که در بازار نفت افتاده است. اينها مي توانند تا حدي خودشان را تضمين کنند. پس از بحران اول نفتي که در دهه 70 اتفاق افتاد، تحولات فني و تحقيقاتي جهان غرب که مصرف کننده اصلي انرژي است، سرعت گرفته است و اينها کاملاً به اين مسئله اعتقاد دارند که تا حدي در زمان بحراني خود را تضمين کنند. اين کشورها به هر حال مجبور به واردات هستند، زيرا منبعي ندارند، ولي به موازات آن تحقيقات و کارهايي براي جانشين کردن انرژي نيز انجام مي دهند. در هلند و اتريش برج هاي باديي وجود دارد که به طور واقعي برق توليد مي کنند. حال آن که کشور ما ظرفيت همه اينها را دارد. براي مثال گفته مي شود ما گاز براي صادرات نداريم، در حالي که ما ظرفيت هاي زيادي داريم که مي توانيم از انرژي هاي نو استفاده کنيم. جايي که سخت گذر است، جايي که باد مناسب دارد چرا جانشين نکنيم که از درآمد ارزي آن استفاده کنيم. امکانات زيادي در اين کشور وجود دارد. انرژي خورشيدي که ظرفيت بسيار خوبي است. سوخت که نبايد حتماً فسيلي باشد. در بعضي مناطق مرکزي کشور همانند يزد، حمام هاي خورشيدي داريم که بسيار با صرفه است و خوب هم کار مي کند؛ با وجود اين شرايط مي توان بستري فراهم کرد که به راحتي گاز هم صادر کرد.

- شما فرموديد اروپا به سمت آزاد سازي و رقابتي شدن پيش مي رود، اکنون وضعيت ساختار بازار و نحوه قيمت گذاري ال.ان.جي چگونه است؟
با رأي منفي فرانسوي ها و هلندي ها به قانون اساسي اتحاديه اروپا، معلوم نيست اين اتفاق بيفتد يا نه؟ ايتاليا هم اعلام کرده است که لير را دوباره وارد بازار خود کند و در آينده يک رقيب براي يورو پيدا مي شود. من نمي توانم پيش بيني کنم که براي اين بازار در آينده چه اتفاقي مي افتد، ولي تا قبل از اين، که بازار اروپا به سمت آزادسازي حرکت مي کرد، حدود 30 درصد موفقيت کسب کرده بود. البته فرانسه از کشورهايي است که خيلي سخت مي خواهد به اين مسئله بپيوندد، ولي اگر آزادسازي کامل صورت گيرد، هر بنگاه رقيب بنگاه ديگر مي شود. هر بنگاه مي تواند به سادگي انرژي يا گاز وارد کند. به همين دليل رقابتي بسيار شديد ميان عرضه کننده ها به وجود مي آيد. من فکر مي کنم خيلي به نفع عرضه کننده ها نباشد. يعني رأي منفي فرانسه بيشتر به نفع عرضه کننده هاي انرژي است.××

س.خ

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۴ آبانماه ۱۳۸۴ ساعت ۰۹:۰۷ | November 15, 2005 9:07 AM

نظر شما چيست؟




Remember Me?

(you may use HTML tags for style)