نفت و گاز خزر و سهم ناچيز ايران

تهران - شانا - گروه مصاحبه : ۰۱/۰۹/۱۳۸۴ -حاجی محمد احمدی

نفت وگازخزر و سهم ايران از آن همواره يكي از چالش هاي فراروي دولت بوده است كه هر يك به نحوي تلاش هاي زيادي براي افزايش توانايي هاي استفاده از منابع انرژي آن كرده اند، آمارها نشان مي دهند كه سهم ايران از برداشت انرژي از اين منطقه تقريباً صفر است و ايران هنوز نتوانسته است نسبت به ساير كشورهاي هم جوار از اين درياچه بزرگ و منطقه آن استفاده لازم را ببرد. چرا ما هنوز نتوانسته ايم نقش خود را به خوبي ايفا كنيم و چه مشكلات و مسائلي پيش روي داريم؟ آنچه درپي مي آيد، حاصل گفت وگوي شانا با مهندس حبيب نادري، يكي ازكارشناسان حوزه اقتصادسياسي، است.


- اهميت منطقه خزر در چيست و موانع پيش روي ايران براي بهره برداري از منابع آن کدام است؟
منطقه خزريكي از مهم ترين مناطق راهبردي است كه پس ازپايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي خود را به عنوان يك منطقه روبه رشد نشان داد. از جمله مهم ترين نكات اين منطقه ميزان برآورد نفت وگاز آن است كه توجه بسياري از كشورهاي منطقه را برخود مشغول كرده است؛ چنانچه كه گفته مي شود منابع شناخته شده نفت درياي خزر15 تا 29 ميليارد بشكه است كه درقياس با منابع نفت آمريكا به ميزان22 ميليارد بشكه و درياي شمال به ميزان17 ميليارد بشكه، قابل توجه است و ميزان منابع گاز اين دريا نيز235 تا 337 ميليون فوت مكعب است كه نشان از ارزش بالاي اين منطقه است. كشور ما از ديرباز همراه با روسيه از اين منطقه استفاده مي كردند، ولي با پيوستن كشورهاي تازه تأسيس و علاقه مندي آنان به توسعه كشورشان تمام محور توسعه خود را برمنابع نفت وگاز گذاشتند كه اين خود نوعي رقابت و برخورد اقتصادي را در اين منطقه به وجود آورده است.

از آنجا كه آمريكا به عنوان يك قدرت بين المللي منافعي پراهميت در اين منطقه دارد، سعي در كم رنگ ساختن نقش ايران چه دربحث انتقال خطوط لوله و چه دربحث استخراج و اكتشاف نفت دارد و عملاً ايران را تحت فشار گذاشته و ازسوي ديگر روسيه را محدود ساخته است. نبود راهبرد مدون ازسوي ايران براي دست يابي به منابع نفتي اين منطقه، فرصت هاي زيادي را به ديگر كشورها داده است تا به خوبي نقش آفريني كنند.

- ايران چه مزيت هايي را درمنطقه خزر دارد؟
ايران براي منطقه محصور درخشكي آسياي مركزي، يك كشور ترانزيتي مطلوب است كه مي تواند توليدات نفت وگاز قزاقستان و تركمنستان را به بهترين شكل به درياي آزاد برساند و با وجود تلاش دولت آمريكا براي ناديده گرفتن اين ويژگي و سياسي كردن راه انتقال نفت وگاز، هنوز ايران به عنوان امن ترين، اقتصادي ترين و كوتاه ترين مسير براي انتقال منابع انرژي به آب هاي آزاد و مطرح است.
ايران اهميت راهبردي عظيمي درمنطقه خزر دارد. نخست اين كه ايران به عنوان عامل پيوند خليج فارس به درياي خزرع ازنظر جغرافيايي و فرهنگي مركز اعصاب غني ترين دو منطقه جهان از لحاظ انرژي به شمار مي رود. ايران خود از لحاظ ذخاير، مقام چهارم درمالكيت ذخاير نفت و مقام دوم را در ذخاير گازطبيعي درجهان داراست. درنتيجه فروپاشي شوروي، اكنون ايران، خاورميانه، قفقاز و آسياي مركزي را به هم مرتبط مي سازد و640 كيلومتر از ساحل خزر،1200 كيلومتر از ساحل خليج فارس و كنترل برتنگه هرمز را كه بيش از11 ميليون بشكه نفت در روز از آن عبور مي كند، دردست دارد؛ ازاين رو مي توان گفت: ايران درتوسعه منطقه يك بازيگر مهم است.

- پس چرا ايران نمي تواند از دست كم يك يا چند تا از مزيت هاي خود استفاده كند؟
دلايل مختلفي را مي توان برشمرد. از جمله اين كه ايران درچند مسئله مانند بحث ذخاير نفت وگاز، خطوط لوله، رژيم حقوقي و روابط ايران آمريكا دچار چالش است، ولي مهم ترين آن خصومت و کارشکني هاي مداوم آمريكا است كه بسياري از مناسبات ميان كشورهاي حوزه خزر را با ايران دچار مشكل ساخته است. نمونه اي از آن خط لوله باكو- جيحان است وكارشكني آمريكا در راه خط لوله صلح كه تلاش دارد هند و پاكستان گاز خود را از تركمنستان وارد كنند و ايران را كاملاً حذف كند؛ بنابراين تغيير درموانع سياست خارجي و نگاه به منابع ملي مي تواند به نحوي ايران را از انزواي خزر بيرون آورد كه نيازمند كاربرنامه ريزي شده و كارشناسي است.

- وظيفه وزارت خارجه و وزارت نفت دراين باره چيست؟
با تغيير دولت انتظار مي رود كه سياست خارجي ايران درحوزه خزر وارد مرحله جديدي شود و ضمن همگرايي منطقه اي و ايجاد ارتباط با كشورهاي هم جوار به نحوي آمريكا را در موضع خزر وارد همكاري هاي مشترك كند و برخورد سلبي خود را با ايران تغيير دهد كه در اين راه وزارت خارجه و نفت بايد به وحدت رويه درباره خزر دست يابند و براي وضعيت موجود راهكارهاي منطقي و كارشناسي ارائه شود كه مي تواند زمينه سازي مطلوب براي نقش آفريني ايران باشد.

- چرا كشورهاي منطقه به همگرايي منطقه اي روي نمي آورند؟
اين كشورها به دليل نداشتن تجربه در روابط منطقه اي و جهاني به راحتي تن به شرايط موجود داده اند و فكر مي كنند كه جزيره اي عمل كردن مي تواند مشكلات آنان را حل كند و آمريكا به خوبي در منطقه خود را نشان داده و بسياري از فرصت هاي پيش روي كشورهاي منطقه را براي همكاري با يكديگر ازآنان سلب كرده است. به نظر مي رسد افزايش ارتباطات ميان دولت هاي منطقه و ايجاد يك سازمان منطقه اي براي دفاع از منافع ملي كشورها در درياي خزر و منطقه آن يك ضرورت است كه هرچه زودتر بايد پا بگيرد و در اين راه ايران و روسيه مي توانند پيش گام باشند.

- آيا همه مشكلات را مي توان به آمريكا نسبت داد؟
مشكلات درياي خزر و مسائل آن را نمي توان صرفاً به آمريكا و تحريم هاي آن نسبت داد. يكي از مهم ترين اين مشكلات بحث حقوقي اين درياچه است كه به هيچ روي مورد توافق كشورهاي حوزه آن نيست و همين مسئله بسياري از ظرفيت هاي آن را مسكوت گذاشته است. درشرايط كنوني بيشترين درآمد نفتي را كشورهاي آذربايجان و قزاقستان از اين منطقه دارند و يا آذربايجان و روسيه همكاري هاي دوجانبه براي بهره برداري از منابع نفت دارند، ولي ايران نه تنها نتوانسته است از حق خود استفاده كند، بلكه كم كم اين حق از او گرفته مي شود كه براي رهايي از اين وضعيت بايد به طورجدي مسئله خزر را در رأس برنامه هاي سياست خارجي قرارداد و آن را مانند بحث خليج فارس، مسئله روز افكار عموي كرد.

- به نظر شما چه بايدكرد؟
شركت نفت وگاز خزركه متولي طرح هاي اكتشافي پژوهش و توسعه حوزه خزر است، تلاش هايش در حد انتظار، موفقيت آميز نبوده است. اميد مي رود كه اين شركت از انزواي خود بيرون بيايد و با طراحي كنفرانس هاي علمي و تخصصي و راهبردي و دعوت از مقامات عالي رتبه كشورهاي خزر، مسئله را به عنوان يك مسئله منطقه اي كه براي همه مفيد است، مطرح سازد و ذهنيت ها را حساس و مشاركت در اين راه را بيشتر كند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۱ آذرماه ۱۳۸۴ ساعت ۱۲:۲۱ | November 22, 2005 12:21 PM

نظر شما چيست؟




Remember Me?

(you may use HTML tags for style)