ايران بازيگر قوي اوپك است

تهران - شانا - گروه مصاحبه : ۰۵/۰۵/۱۳۸۴ -حاجی محمد احمدی

اوپك تأثيرگذارترين سازمان بر فرآيند توليد، عرضه و قيمت نفت خام است كه در گذر چند دهه حضور خود با فراز و نشيب هاي متعددي روبه رو بوده است. ايران و نقش آن در اوپك، تحولات قيمت نفت و دستاوردهاي ايران در اين سازمان، از جمله محورهاي گفت وگو با جواد يارجاني، رئيس امور اوپك و روابط با مجامع انرژي و نماينده جمهوري اسلامي ايران در اوپك، است كه در پي مي آيد.

- همواره اين پرسش براي افكار عمومي مطرح است كه اوپك در تحولات نفت، چقدر تأثيرگذار است و به طوركلي انتظارهاي داخلي در كشور ما از اوپك زياد است. دلايل اين امر چيست؟
اهميت اوپك در ايران و جهان شناخته شده است؛ به ويژه ما كه توليدكننده نفت هستيم، بايد بكوشيم نقش اوپك را بشناسيم و اين به چند دليل است: اول اين كه بيشتر از آن چيزي كه اوپك هست، آن را بزرگ نكنيم و به آن اهميت ندهيم. دوم اين كه آن را كوچك نسازيم و ارزش آن را پايين نياوريم. امروزه در ايران نه تنها در سطح عوام كه در سطح رسانه ها و حتي صاحب نظران مي شنويم و مي بينيم كه همواره گفته مي شود: اوپك يك كارتل نفتي است كه اين خود پيامدهاي منفي دارد. گرچه در ظاهر شباهت هايي دارند، نمي توان اين سازمان را يك كارتل دانست. بايد گفت: اوپك سازماني است كه در 45 سال عمر خود فراز ونشيب هاي زيادي را پيموده است و در پاره اي زمان ها اهميت آن بسيار زياد شده است؛ بنابراين لازم است اوپك را به درستي بشناسيم و انتظارها را براساس شناخت تنظيم كنيم. گاه در رسانه ها مي بينيم كه اظهارنظرهايي مي شود. براي مثال، اوپك اين كار را بايد انجام دهد يا ندهد كه ناشي از نبود آگاهي لازم و شناخت نداشتن از ساختارهاي اين سازمان است. شايد بسياري از تصميم گيري هاي سازمان خيلي روشن نباشد، ولي انتظارها غيرواقعي است. براي انتظارها حتماً بايد شناخت باشد تا قضاوت درستي انجام دهيم.

- نقش رسانه ها را در تبيين همين موضوع و روشن ساختن ساختارهاي اوپك بيان كنيد.
نقش رسانه ها بسيار مهم است و يكي از بزرگ ترين دستاوردها در 8 سال گذشته، تبيين موقعيت اوپك از سوي رسانه هاست. براي مثال، اجلاس يك صد و سي و پنج اصفهان كه به همت ايران برگزار شد، نقشي كه خبرنگاران و رسانه ها در اين مهم داشتند، تأثيرگذار بود. پس از 35 سال توانستيم اجلاسي خارج از دبيرخانه اوپك و با جلب موافقت ديگر كشورهاي عضو در ايران برگزار كنيم و نتيجه آن اين بود كه ايران به عنوان يك بازيگر مهم در اوج همكاري ها و شرايط جديد توانست هم هيئت هاي عضو اوپك و هم خبرنگاران را در معرض شرايط ايران قرار دهد كه مي توان آن را يكي از دستاوردهاي مهم دوران 8 ساله دولت در امور اوپك دانست. اجلاس 135 برخلاف اجلاس يك صد و سه در جاكارتا، به رغم افزايش توليد، همچنان بر بازار مسلط ماند.

- جاكارتا؟
در جاكارتا كشورهاي عضو تصميم به افزايش سقف توليد گرفتند و عوامل بنيادي بازار را در نظر نگرفتند و به رغم توصيه هاي مقامات ايراني و برخي از هيئت ها، زمينه سقوط قيمت نفت را فراهم كردند و قيمت ها سير نزولي يافتند. علت آن بحران اقتصادي جنوب و آغاز آن بود كه تقاضا را براي نفت به شدت پايين آورد و اين، با بالا بودن ذخيره سازي و آب هواي ملايم آن هنگام هم زمان شد، چون تقاضا كم و عرضه زياد شد، كشورهاي اوپك براي توليد بيشتر با يكديگر رقابت مي كردند. در اواخر دهه 90 اين قضيه رخ داد و اوج آن اجلاس جاكارتا بود كه به توليد رسمي اوپك منجر شد.

- روند كنوني قيمت نفت رشد صعودي دارد. اوپك در اين ميان چه نقشي ايفا مي كند؟
بايد گفت اوپك تنها بازيگر بازار نفت نيست، ولي يك تأثيرگذار مهم است. نقش اوپك را بايد در مواقع بحران ديد، زيرا آن هنگام تأثيرگذار است. قيمت ها وقتي پايين باشد، در آن شرايط اوپك ايجاد كننده توازن است و نقش ايفا مي كند و از سقوط قيمت ها جلوگيري مي كند و اين موضوع هم طبيعي است. در شرايط كنوني بعضي ها تلاش مي كنند كه علت افزايش قيمت را به اوپك نسبت دهند، حال آن كه اوپك تنها توليدكننده نفت خام است و آنچه اكنون مطرح است، كمبود فرآورده هاي نفتي و كمبود ظرفيت پالايشي است. گاهي مسائل نيجريه، ونزوئلا، اشغال عراق، شرايط خاورميانه و... دست به دست هم داده اند و نگراني هايي را به وجود آورده اند. در شرايط حاضر اوپك تقريباً آنچه در توان دارد، توليد مي كند. ميزان ذخيره سازي ها كمبودها را نشان نمي دهند، ولي آنچه مهم است، نگراني از كمبود نفت است.

- نقش معاملات كاغذي چگونه است؟
معاملات كاغذي تأثيرهاي زيادي بر قيمت نفت دارد و هنگامي كه تقاضا زياد مي شود، آن قيمت بر بازار فيزيكي تأثير مي گذارد. قيمت نفت تا حدودي با قيمت بازار كاغذي تعيين مي شود، اما همان ها مبنايي مي شود براي تعيين قيمت فيزيكي نفت كه پيوسته در حال انجام است و نفت فيزيكي مبناي قيمت خودش را از آن مي گيرد. در همين حال خيلي ها اين نوع تعيين قيمت را قبول ندارند زيرا اعتقاد دارند اگر قيمت نفت به اين ترتيب تعيين شود، از قدرت اوپك كاسته مي شود.


- سياست تنش زدايي ايران در دولت خاتمي و نقش آن در اوپك را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
اگر اجلاس جاكارتا را يكي از نقاط تاريك اوپك محسوب كنيم، در اواخر دهه شصت كه افت شديد قيمت ها را به دنبال داشت، سياست تنش زدايي ايران در دولت خاتمي، براي ايجاد زمينه هاي همكاري ميان اعضا را به ارمغان آورد. همين سياست بود كه توانستيم با عربستان ارتباط برقرار كنيم و اين واقعيت است كه عربستان، بزرگ ترين توليد كننده و صادركننده، بر روند تحولات تأثيرگذار اوپك است و ايران هم دومين كشور توليدكننده نفت و جزء پنج كشور اول توليدكننده جهان است. وقتي اين دو كشور از همديگر فاصله دارند، تاثيرگذاري اوپک در بازار کاهش مي يابد. در تصميم گيري هاي اوپك اگر اين دو كشور با هم باشند، بسيار مثبت است كه آثار آن را درسال 2000 مشاهده كرديم. بعد از جاكارتا 9 اجلاس ديگر برگزار شد و كشورهاي عضو، شاهد افت قيمت ها بودند؛ بنابراين سقف توليد را كاهش دادند تا قيمت ها را به سطح قابل قبولي برسانند و توليدكننده ها در يك فضاي همكاري توانستند موفق به اين كار شوند، به همين دليل تنش زدايي اميدهاي خوبي براي آينده به وجود آورد.

- آيا اوپك مي تواندكاركرد فراملي داشته باشد؟ ميزان همكاري ها چگونه است؟
سازمان اوپك هدف هاي فراملي ندارد. اعضاي اين سازمان از هنگام تأسيس در سال 1960 به دنبال منافع ملي خود بودند و بايد گفت اوپك غير از اعضايش كس ديگري نيست. اين كشورها تصميم مي گيرند كه منافع خودشان را براساس شرايط بازار تنظيم كنند هر چند در شرايط مختلف زماني، فراز و نشيب هايي از جمله جنگ ايران و عراق، حمله عراق به كويت و ... را داشته است.
سياست هاي اوپك نسبت به گذشته بسيار تغيير كرده است و كشورهاي عضو با توجه به منافع ملي، سياست هاي خود را اعلام مي كنند. امروزه در اوپك تعداد جلسات زياد شده است و اعضا احساس مي كنند كه بايد بيشتر همديگر را ببينند و اين تفاهم را بالا مي برد. در سال هاي 1376 تا 1383 ، 34 جلسه رسمي در اوپك داشته ايم كه در سطح وزيران بوده است و اين غير از جلسه هاي كارشناسي است، پس مي توان نتيجه گرفت كه اوپك براي اعضايش گام برمي دارد و فراتر از منافع ملي آنان قدم برنمي دارد. ما در جلسات اوپك همكار هستيم، ولي در بيرون از جلسه، رقيب يكديگريم و در بسياري از مواقع، همكاري هاي خوبي نيز انجام مي شود.

- سبد نفت خام جديد اوپک از کدام يک از انواع نفت تشکيل شده است؟
سبد جديد اوپک از ميانگين قيمت نفت 11 کشور عضو اوپک تشکيل شده است که عبارتند از: مخلوط الجزاير(Sahran Blend)، ميناس اندونزي(Minas)، نفت سنگين ايران (IranHeavy)، نفت سبک بصره (Basreh Light)، کويت Kuwait export))، ليبي(Es sider)، نيجريه(Bony light)، قطر(Marin)، عربستان (Arab Light)، امارات(Murben) و ونزوئلا(Bcf-17 ).

- نفت کشورهاي عضو بر چه اساسي انتخاب شده است؟
براساس وزني که از نظر صادرات در بازار دارند. سبد اوپک، مجموعه اي از 11 نفت خام کشورهاي صادر کننده است که براي هر يک ضريبي خاص در نظر گرفته شده است.

- مزيت هاي سبد جديد اوپک چه مواردي است؟
سبد جديد اوپک چهره اي واقعي تر از نفت خام کشورهاي اوپک را ترسيم مي کند و قيمت واقعي سبد کمتر از سبدي است که در حال حاضر به آن استناد مي شود. از نظر رواني بازار نفت را تحت تأثير قرار مي دهد و سرانجام مي تواند اندكي از افزايش قيمت کاذب بکاهد.

- وضعيت نفت هاي سنگين در مقابل نفت هاي سبک در بازار اوپک چگونه است؟
در بازار نفت انواع نفت وجود دارد. ولي آنچه اهميت دارد، داشتن فناوري و پالايشگاه هاي پيچيده است. در چند سال گذشته روي ساخت پالايشگاه سرمايه گذاري نمي شد و پالايشگاه ها با ظرفيت بسيار پاييني کار مي کردند که صرفه اقتصادي نداشت، چون در بازار تقاضاي خوبي وجود نداشت، ولي امروزه به واسطه تقاضاي بالا، پالايشگاه ها با تمام توان خود کار مي کنند، ولي نگراني در اين است که ظرفيت، متوازن و پاسخ گوي تقاضا نيست؛ از اين رو وقتي قيمت ها بالاست، سرمايه گذاري زياد خواهد شد.

- ايران و تأثير گذاري اين کشور را بر تحولات اوپک چگونه ارزيابي مي کنيد؟
در سال 2000 همکاري و هماهنگي ميان توليدکنندگان نفت به ويژه اعضاي اوپک نتيجه داد و قيمت هاي نفت روند صعودي يافت. پيشنهاد ايران مبني بر تعيين محدوده قيمت از 22 تا 28 دلار هر بشکه، براي کنترل عرضه با سازکار خوددر اجلاس 109 (مارس 2000) را اعضاي اوپک پذيرفتند. اين سازكار تأثير به سزايي در کنترل عرضه و جلوگيري از تنزل قيمت هاي نفت و به طور کلي حذف نوسان هاي مضر بازار نفت داشت.
از جمله اقدام هاي ديگر ايران، تلاش براي قانع کردن اعضا براي واقعي کردن سبد نفتي اوپک بود که خود يک شاخص است و با پيگيري هاي ايران به بار نشست و در اجلاس اصفهان به تصويب رسيد.

- رشد صعودي قيمت نفت و تحليل هاي متفاوت در اين باره را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
درباره افزايش قيمت نفت دو نظريه وجود دارد: اول اين که بعضي ها معتقدند که نفت به بالاترين حد رشد قيمت رسيده است و ديگر ذخاير بزرگي در جهان ديگر قابل شناسايي نيست و در نتيجه کمبود نفت ايجاد خواهد شد و قيمت ها بالا خواهد رفت که به نظريه کمپل معروف است. اين نظريه در کشور ما هم طرفداراني دارد که البته يک نظريه است و نبايد آن را صد درصد پذيرفت. عده اي ديگر مي گويند ما هنوز به اوج توليد نرسيده ايم و دليل آنها بالاترين توليد نفت درياي شمال است و قيمت ها بايد پايين بيايد که نقش فناوري و بازيافت را مطرح مي کنند. ما در برابر اين دو نظريه قرار داريم و در برابر هر کدام از آنها بايد آماده باشيم يعني در برابر شرايط مختلف قيمت نفت بتوانيم خوب عمل کنيم. ولي چالش اصلي ما مصرف بالاي انرژي است که سرمايه هاي زيادي را از ميان مي برد.
در دو سال اخير، عوامل متعددي در افزايش قيمت هاي نفت مؤثر بوده اند که مهم ترين آنها عبارتند از: رشد فزاينده تقاضاي نفت از سوي چين و هند که به عنوان مراکز عمده جديد تقاضا در بازار جهاني نفت حضور خود را تثبيت کرده اند، کاهش ظرفيت توليد در کشورهاي توليد کننده نفت، تنگناهاي پالايش و کمبود ظرفيت توليد پايين دستي نفت در کشورهاي عمده مصرف کننده، تأثير عوامل ژئوپولتيک و تنش هاي نظامي و سياسي در مراکز عمده توليد نفت از جمله فضاي ناامني و نااطميناني نسبت به آينده بازار نفت كه به دليل تنش هاي سياسي و نظامي در منطقه خليج فارس تشديد شده است سخت تر شدن استانداردهاي سوخت درکشورهاي پيشرفته به ويژه آمريکا، تشديد بورس بازي و افزايش سفته بازي در بازارهاي آتي نفت از جمله اين موارد هستند.

- افکار عمومي ايران مي گويد پس از 40 سال، چرا ايران مقام دبيرکلي را از آن خود نمي کند؟
ما در گذشته نامزدهاي بسيار خوب و در بالاترين سطح علمي براي دبيرکلي معرفي کرده ايم. همه کشورها به دنبال اين موقعيت هستند و به اجماع رسيدن در اين باره مهم است.
ما در گذشته نخستين دبيرکل را داشته ايم. بايد کار ديپلماتيک منسجم انجام داد زيرا عوامل بي شماري روي دبيرکلي تأثير گذار است. مسئله دبير کلي را يابد فرا اوپک دانست که تحت عوامل خاصي صورت مي گيرد و بايد تلاش کرد.

- دولت جديد ايران و برنامه هايي که در زمينه اوپک دارد، بايد برکدام رويکرد مبتني باشد؟
بايد ديد دولت جديد چه برنامه هايي در حوزه نفت و اوپک دارد. ما بايد بدانيم که ايران 45 سال عضو اوپک است و نقش بسيار تأثيرگذاري به عنوان بازيگر قوي ايفا مي کند. چه قبل از انقلاب و چه بعد ازانقلاب؛ بنابراين اين را نمي توان انکار کرد. من فکر مي کنم تغييراتي رخ نخواهد داد و سياست ها همان سياست ها خواهد بود، ولي اگر قرار است تحولي رخ دهد، تحولي براي حضور پررنگ تر باشد. کار در يک سازمان بين المللي با اين ويژگي ها يک کار ظريفي است که بايد به آن توجه کرد و آن را مدنظر قرار داد. هدف همه کشورها استفاده مطلوب براي حفظ منافع ملي است که بايد تداوم يابد.

- آينده تقاضاي جهاني نفت را چگونه مي بينيد؟
تقاضاي جهاني نفت در دو تا سه سال گذشته بيش از حد پيش بيني ها بوده و به دليل مجموعه اي از شرايط اشاره شده، از جمله اشتهاي زياد چيني ها به انرژي وتقويت رشد اقتصادي آمريکا در سال 2005 افزايش يافته است، به طوري که براساس برآوردهاي آژانس بين المللي انرژي، تقاضاي جهاني نفت تا پايان سال 2005، با يک ميليون و 800 هزار بشکه افزايش به 84 ميليون و 300 هزار بشکه در روز خواهد رسيد. مهم ترين دلايل افزايش قيمت نفت را مي توان افزايش تقاضاي نفت، عوامل ژئوپوليتک و تقويت روابط و همکاري کشورهاي عضو اوپک با يکديگر دانست. در اين زمينه سياست تنش زدايي جمهوري اسلامي ايران در 8 سال گذشته، بسيار کارساز بوده است.

س.خ

نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۴ آبانماه ۱۳۸۴ ساعت ۰۸:۵۵ | November 15, 2005 8:55 AM

نظر شما چيست؟




Remember Me?

(you may use HTML tags for style)